کاج

آفتاب مهتاب

می خواست کاج را ، می خواست کاج را ، برداشت کاج را از جنگل بزرگ . آورد کاج را تا خانه ی کوچک ؛ صدها هزار تار مکنده فشرده شد در حجم یک گلدان . در شب ، تمام شب ، خاموش بارید بارانی از سوزن از شاخه های کاج بارانی از سوزن ...
شعر تصادفی