حباب

آفتاب مهتاب

به سوی نقطه ی روشن پرید ، به سوی نقطه ی روشن ، که در درون حبابش نشسته بود آنجا . پرید ، حباب مانع بود ؛ پرید ، حباب محکم بود ؛ پرید ، کوفت تنش را به مانع محکم . گداخته بود چراغ و شب سیاه بود ، سیاه ...
شعر تصادفی