نگاه

آفتاب مهتاب

من در تو جاری ام تو در درون من و دست های ما در هم تنیده اند نزدیک تر به هم از ساقه با زمین یا نور با نگاه یا رنگ با گیاه دیوارهای سنگی باور انکار می کنند و روزهای من از شور خنده های تو شیرین اند و گیسوان من از شوق بوسه های تو لرزان . در من نهفته ای ست که از تو شکفته است پیوند خورده است مانند آفتاب با سنگ ریزه های مسافر دریای باردار و نخلهای سبز ، دیوارهای سنگی بارو انکار می کنند اما نگاه کن مرز میان آب و زمین چیست ؟ من در تو جاری ام تو در درون من ...
شعر تصادفی