چرخش
آفتاب مهتاب
کندو که افتاد
زنبورها پرواز کردند .
اصوات آشفتند
و گام ها در هم شکستند
- بلعیده شد زهراب ها و شهد ها
آغاز شد سرگیجه ای از رقص های تند بی پروا -
تل های زنبوران مرده حفره های خشک را
انباشت
کندوی افتاده میان گرد ها گم شد
و چرخه های دفع ها و جذب ها
چرخید .
در آفتاب ظهر
در حول و حوش کنده ی یک بید
بوی موم پیچید ...