پنجره

آفتاب مهتاب

دوده نشسته است بر شیشه های سرد . بسته است پنجره ککتوس خشک دفن شده در غشای گرد آونگ ثابت است . کولاک های برف بیرون کشانده اند پرستو را از باغ یخ زده . بر شیشه های سرد دوده نشسته است ...
شعر تصادفی