رقص نهفته

چشمک

هوای ساکن نامریی جا به جا شد . موج باد نامریی پیدا شد و شاخۀ بید که مثل خط عمود در جدول ضرب در صحنه آویزان بود ، با دستِ باد جنبان شد چرخ زد راست شد خم شد نشست برخاست و گذاشت ، باد پُرشور بردارد یک به یک برگ های لباس تن اش را رقصان دیوانه وار ...
شعر تصادفی