گذشتۀ آسیاب

چشمک

چه قدر بود ؟ چند سال چند قرن ؟ که دور بوده اند و سرد دست های جفت مان . درست مثل ذرّه های خاک از این فضا به آن فضا از این دیار به آن دیار در به در اسیر باد ... گذشته است ! هرچه بود گذشته است ، و ما به هم رسیده ایم استوار کنار خوشه های زر و روزهای ماهِ مهر ...
شعر تصادفی