مسافر

چشمک

سینه به سینه ، می خوابی روی زمین حیات . کفِ باز هر دو دستت را می گذاری روی بازوهای خاکِ سِفت و می نوشی چشمۀ شیرین را از دهن سنگی باز ؛ باز شده و زلال پیش تشنگی ات ...
شعر تصادفی