مهربانی

چشمک

می شد پاک کند اشک هایم را بی آنکه بپرسد چرا گریه کردی ؟ می شد بگیرد دستم را و بلندم کند از روی خاک بی آنکه بپرسد این جا چه کاری داشتی ؟ می شد بخندد بر رویم بی آنکه بپرسد چه چیزی به من خواهی داد در ازای این لبخند ؟ می شد ، اگر آن قدر " معظم " و آن قدر سنگین نمی شد آن بِت ...
شعر تصادفی