آرزو (1)
چشمک
از بیرون ،
با زور سیل
یا زمین لرزه
یا آتشفشان
- تخت سنگ بزرگ –
از جا پرت شده ، می غلتد ،
با اصابت به سنگ دیگر
با اصابت به تمام سنگ های دیگر ؛
در جای ناپیدایی می افتد ،
- تخت سنگ بزرگ –
بسته در خود
و شکسته ، شکسته
بی خود ...
قول بده که این بار
بگذاری از همان لحظۀ اول
من
شن باشم ،
یک دانۀ شن
در بستر شیرین دریای تو ...