کفش ها !
گندمزار
از چه خیابان هایی رد شده اید ، ای کفش ها ؟
ای کفش ها !
چه اسراری را در خود نهان داشته اید ؟
ـ از زمان چوب های صندل ، تا زمان چرم ها و جیر ها ؟ ـ
ریگ هایی را غلتانده اید؟
مورچه هایی را ؟
له کرده اید چمنزاران سبزی را ؟
یا هیچ یک ؟
راه رفتید
فقط راه رفتید
از درون غارها و جنگل ها
تا رسیدن به مهمانی رقص ؟
ـ انتهای تمام راه ها :
مهمانی در پستو
یا سرای برج ها . ـ
تا رسیدن به رقص ، تنها رقص ،
رقص برای رقصیدن
بی مقصد بعدی .
ـ کفش های قشنگ ، می دانید ؟ ـ
مانند عشق ...