زیبا

گندمزار

با هلال باریک یا نیمه یا قرص کامل می آیی . هر شب می آیی ، می افشانی پرتو زیبایی را در چشمانم . هر چند که دور از منی . هر چند که نامت کنار نامم ثبت نشد . هر چند که هرگز تصاحب نکردم تو را، ـ مثل یک انگشتر یا یک تخت . ـ و هزاران فرسنگ دورم از خواهش محض تملک بر تو . با این حال می آیی : هر شب از دیوار ابرهای سیاه می گذری می تابی بر من و پنجره ام ، لبریز از شادی زیبایی : ـ ماه شیرین من ...
شعر تصادفی