گل های نرگس
گندمزار
خیره شده در صورت هم
در پناه تاریکی
در صورت هم
متن جادویی را می خوانند
آن گاه
نجوا کنان
در گوش هم
پرده برمی دارند
از راز بزرگی که هر یک هر یک
در صورت هم یا فته اند .
نجواها آهنگ اند .
آهنگ اند نفس های داغ
آمیخته در یک دیگر .
آهنگ است
قطره اشکی که در قطره ی اشک دیگر می ریزد .
رقص تند جویباران زلال
در سکوت دره
آهنگ است ،
با هر زیر و بم .
زاینده است
با هر زیر و بم :
هستی در هستی .
خیره در صورت هم ،
نرگسی خیره شده در صورت خود
در آینه ی صاف چشمان آب :
عاشقانی در ما
رمزگشای جادو ها ...