ساقه های شفاف نسترن

گندمزار

دانه بود ـ انگار ـ در قلب ما : از هم درید پرده های حجاب سخت را سبز شد . ساقه های شفاف از درون قفس سینه ی ما بیرون زد . پیوست به هم ساقه به ساقه پیوند دو ساقه دو گیاه همخوان . شاخه های رونده ، نیرومند ، از دار و درخت بالا رفتند دور تا دور حیات ما را پر کردند پر کردند : از هزاران گل سرخ تازه پیش چشم جهان . یک حقیقت ـ انگار ـ یک دانه پر شور و یگانه در قلب ما پنهان شده بود پنهان شده بود تا درخشان و عظیم آشکارا پیدا شود : زندگی از مرگ پر زورتر است ...
شعر تصادفی