کتابها گندمزار ۵۲ از ۲۶۴ روشنگر گندمزار می قاپم برق نگاه تورا می بندم راه های نفوذ تاریکی را نورت را می پاشم روی خودم از فرق سرم تا نک پا . ـ صفحه ام لبریز از رقص های شور انگیز ـ خود را بنگر در آینه ات ... متن کوچکتر متن بزرگتر اشتراکگذاری شعر تصادفی → شعر قبلیشاد فهرست شعر بعدی ←خون گرم