زمان دوست
گندمزار
نه در پای ضریح
نه در پای بت ؛
در پای تو زانو زده ام
قطره قطره
می بارم .
می پذیری ستایش های قلبم را ؟
می پذیری نوازش های اشکم را
روی زخم تبرهای زمان
روی سرو قدت ؟
من نیز زمانم !
ببین . باور کن .
می پذیری زمان مرا ؟
یکسر دیگرگون با زمان تبر .
می بینی ثانیه های مرا ؟
یکسر خواهش
یکسر بوسه
یکسر دیگرگون با ثانیه های تبر .
بی خار
ببین ! بی خارم :
زانو زده در پای تو
بر تنت می پیچم
برگ و برگ ، با گریه ی مهر ،
با زمان عشقه
روییده از زمین حیات
در پناه سرو قد تو ...