در شب یخبندان
همهٔ گلهای سرخ
داغ اند لب هایت
بوسه هایت سوزانند .
بوسه ، بوسه ، پیوسته به هم :
جویبار گدازه : جاری : روی دست ام
روی دوش ام
روی دهان سرد چشمه ی من :
نافذ تا قلبم .
می تپم با قلبم
بر می خیزم تند
به سبکبالی شعله :
دهان ـ سر تا پا ـ می بلعم بوسه های تو را .
پچ پچ های شادمان ، شاد شاد ، فتح کردند سکوت سردم را .
بیایید !
ببینید :
رقص جادویی سرخ و زرد و آبی را
ـ پیش از خاکستر ـ
در هیمه ی من ...