ما چه می کنیم ؟
همهٔ گلهای سرخ
خورشید شکافت انبان تاریکی را
بیرون آمد، روشن خندید .
روشن تر از هر چراغی در شب .
با برق پر نشاط اش همه چیز روشن شد
روشن تر از هر الماسی در ژرفای هر معدن .
نور باران گیسوانش جهان را تابان کرد .
می خواهی گیسوان درخشان خورشیدم را
آلوده کنی با لته ی خون ؟
یا
بشویی در چشمه ی آب زلال ؟...