نگهداری
همهٔ گلهای سرخ
زمین خورده ، بر می خیزد
گریه کنان می دود سمت من ، می افتد در بغلم .
می چسبانم جسم باریکش را ، محکم به قلبم .
می مالم زانوی ورم کرده ی پُر دردش را
می بوسم جای خراش سرخش را .
اشک هایش را با کف نرم دستش ، پاک کرده
می دود باز میان چمن ها ،
از عصر به عصر
عشق نوزاد من ...