همیشه ی همیشه (1)

همهٔ گل‌های سرخ

می گریزند از بیابان چشم هایم ، پاهایم ، دست هایم : یعنی من . می گریزم از بیابان دراز که مغلوب شده : مغلوب بی آبی ، مغلوب زباله ، مغلوب لیوان های بی مصرف ، مغلوب کیسه های خالی ـ چسبیده به هر شاخه ی خار ـ جای گل های بنفش خودرو . مغلوب سرنگ آلوده ، رفته در رگهای مردگان به ظاهر زنده . از بیابان مرگ ، می گریزند چشم هایم ، پاهایم ، دست هایم : یعنی : من می گریزم با تمام نیرویم به سمت جایی که گسترده شده : دشت های وسیع سر سبز ، با نفس های زمین زایا ، می دوم : من : به سمت یاد تو ...
شعر تصادفی