اتاق پذیرش

همهٔ گل‌های سرخ

وارفتند کفشهایم ، دامن روپوشم ، تار و پود شال ام ـ مثل شیردان ، مثل سیرآبی ـ زیر رگبار تند باران ، در خیابان . سنگین شده اند شانه هایم ، پاهایم . شال و روپوش و کفشم را می سپارم به جریان سیل . تندتر می آیم ـ لخت و عور ـ سمت آغوش تو . می پذیری در آغوش خودت گربه ی بی چیز خیس ات را ؟ ...
شعر تصادفی