رودخانه

همهٔ گل‌های سرخ

از صخره ، خیز بر می دارد می پرد آن سوتر روی زمین . از بیابان به بیابان خاک می گذرد می گریزد – سرسخت – از دالان تنگ راه سمت آغوش رهای دریا . رودخانه می آید به بهای – حتی – تبخیر شدن نابود شدن در راه دراز . سنگ های تبدیل شده به ماسه صیقل خورده دنبالش ...
شعر تصادفی