زشت

کلاغ پَر

آینه ی زنگاری چشم در چشم تماشاگر می دوزد و به او می گوید تو زشتی زشتی تو . عابران با نگاه سرد از آینه ی زنگاری - در گوشه ی سمساری – روی می گردانند ...
شعر تصادفی