کتابها کلاغ پَر ۱۸۴ از ۲۲۳ زشت کلاغ پَر آینه ی زنگاری چشم در چشم تماشاگر می دوزد و به او می گوید تو زشتی زشتی تو . عابران با نگاه سرد از آینه ی زنگاری - در گوشه ی سمساری – روی می گردانند ... متن کوچکتر متن بزرگتر اشتراکگذاری شعر تصادفی → شعر قبلیهر چند ... فهرست شعر بعدی ←شکل ابر