سروهای سبز

کلاغ پَر

انگشت هایت سروهای سبز جا وید ند آن سروهای سبز که آشیان جوجه ها هستند بی اظطراب از تیزی سرما بی اظطراب از تند باد دی بی اظطراب از لحظه ی بدرود بدرودهای تلخ بی برگشت . انگشت هایت سروهای سبز جا ویدند آن سروهای سبز که در درون ریشه هاشان آوازهای زندگی جاری ست . ان سروهای سبز که در دلشان منظومه های بکر رویش شکل می گیرند . انگشت هایت تاج نورند بر تارک زمین ...
شعر تصادفی