کتابها کلاغ پَر ۷ از ۲۲۳ سوزن کلاغ پَر پیچیده شد نخ تا ب برداست ، رشته گره خورد بن بست شد راه سوزن توقف کرد. انگشت ها طرح صبوری های خود را به رشته ها دادند و چشم ها بینایی خود را چکاندند در کوری گره. هموار شد تار : بن بست راه شد... متن کوچکتر متن بزرگتر اشتراکگذاری شعر تصادفی → شعر قبلیکرسی فهرست شعر بعدی ←عشق