کجا ؟

مانی

سال ها آمده اند رفته اند ما ماندیم جایی نرفتیم فقط ما گشتیم دورخورشید دست در دست هم چرخیدیم باد پنهان می شد زیر پیراهن های چیت ما باما می گشت دور خورشید باما می گشت دور خورشیدما . سال ها آمده اند رفته اند خود را سوزانده اند در آتش های بمب های اتم خود را انداخته اند در اعماق چاه نفت خود را کشته اند. ما ماندیم عشق من همچون عشاق با تمام عشاق چرخ زنان دور خورشید با هوایی که آویخته از گردن ما خود را پنهان کرده – از چشم تمام سال ها - زیر پیراهن های چیت ما ...
شعر تصادفی