هم چنان در اعماق

مانی

یک دستش دور کمرم دست دیگر او گرفته دستم را . یک دور مرا می چرخاند می کشد روی خود می بوسد لب هایم را. می خندیم می خندیم می خندیم : تو و من یک صدف ایم هر یک از ما یک بال صدف : صدف زنده ی باز با نفس های مدام جاودان : پنهان ایم از چشم تمام دزدان مروارید در ژرفای اقیانوس ...
شعر تصادفی