بهترین سرآغاز
روزنه
تک تک
ثانیه هایم بی تو
در برهوت هستی
سوخته اند .
تشنه ام با همه ی لحظه هایم
با زمانم
اکنون .
آیا ما محکومیم
به جدایی از هم ؟
محکومند قدم های ما
به گام زدن در برهوت ؟
نان
کپک زد .
دسته دسته پژمرد
ریحان ترد .
شیر سر رفت
اجاق خاموش شد .
محکوم است خانه ی ما به
پوسیدن ؟
بردگان تاریخ شورش کردند .
بیا !
گوش های کوچه
گوش های خیابان
گوش های سنگین زمان
می شنوند :
بانگ قدم هایی را آمیخنه با صدای زنجیر
کشان روی زمین ...