فصل 2

ساحل شنی

راه می روند مردم روی ساحل می دوند روی ساحل آتش می افروزند کاخ های تو درتو می سازند: دست های رهگذران با شن ساحل . نیمه شب ساحل تنها دریا را می خواند: می مکد ساحل من دریای ت را با دهان خواهنده. با نخستین بوسه اثری دیگر نیست از گام ها، آتش ها، روی بدن نرم ساحل...
شعر تصادفی