فصل 20
ساحل شنی
آن گاه که موج
سنگ سخت را در بغل می گیرد
می کشاند با خود ، سنگ سخت را، به سفرهای دور.
به سفرهای عمیق:
پا کوبیدن
غلتیدن
سرخوش شدن
سَر خوردن
افتادن، خرد شدن،
گریه کردن سرگردان در رگبار
شکستن
شکستن
شکستن
بی دیده شدن
نرم شدن
از سختی خود بیرون زدن:
ذره شدن
شن گشتن
دانه ی سحرآمیز شن گشتن
دست در گردن دریا زدن
خوابیدن
تن سپردن بی پروا به کردار تمام دریا
آرام گرفتن
جاودان
در بستر عشق تنها...