سبز در سبز

سال زنبق

بیرون کجاست ؟ طوفان دیوانه چنگ زد و دزدید برگهای جوان ما را زمزمه های لطیف ما را در گوش حیاط در گوش هم . به کجا خواهد برد این همه را ؟ فرض کن خاک شویم یا خاکستر . هر موج باد ذره های ما را لبریز از سبزینه منتشر خواهد کرد در زوایای این سیاره . فرض کن کوت شویم در زیرزمین عمارت های فرسوده . برگ های ما را در بازی گرگم به هوا کودکان می یابند و جهان می یابد در می یابد جهان ما را سبز در سبز چنان که بودیم . و جهان می شنود آواز عشق پاک ما را به تمام هستی چنان که هستیم سبز در سبز ، درخشان ، با هم مثل صندقچه های الماس مثل صندوقچه های الماس کشف شده ریخته در دامنشان تا ابد همراهشان ...
شعر تصادفی