عشق طوفا نی
سال زنبق
بی کلمه
بی شکل مشخص
اما هولنا ک
و دگر گون کننده
به هم می پیچند
گرد باد و اقیا نوس
انبوه صدا های دویده در هم ، تاریک ، نا مفهوم.
دو قایق به هم می چسبند ؟
یا دور شده ، دور شده از یکدیگر
گم می مانند ، ته نشین در اعماق ؟
می پیچند پاروها به امواج
رد ها شور سفید
ناپیدا ست
ناپدید
مثل غم های جدایی های بیهوده
در پشت سر
ناپیدا ، نا پدید.
دنبالت می گردم
پاروزنان
گریه کنان
نامت را می گویم
با تمام قلبم
عشق طوفانی من ...