عشق طوفا نی

سال زنبق

بی کلمه بی شکل مشخص اما هولنا ک و دگر گون کننده به هم می پیچند گرد باد و اقیا نوس انبوه صدا های دویده در هم ، تاریک ، نا مفهوم. دو قایق به هم می چسبند ؟ یا دور شده ، دور شده از یکدیگر گم می مانند ، ته نشین در اعماق ؟ می پیچند پاروها به امواج رد ها شور سفید ناپیدا ست ناپدید مثل غم های جدایی های بیهوده در پشت سر ناپیدا ، نا پدید. دنبالت می گردم پاروزنان گریه کنان نامت را می گویم با تمام قلبم عشق طوفانی من ...
شعر تصادفی