فردا؟

سال زنبق

در تمام زبان های جهان می گردی تا به من شرح دهی - فردا ، یعنی چه ؟ بیهوده ست بیهوده ست این تلاش جانانه ی تو ، زیرا من معنی فردا را به همان اندازه می فهمم که نوزاد نحیفی در گهواره ونگ زنان ، تشنه ی شیر ، " فردا" را می فهمد: من من تشنه ی تو تشنه ی لبخند تو در حیا تی که همیشه فقط " اکنون" است ...
شعر تصادفی