بدون تنهایی
سال زنبق
یک سیاره
یک فضا
یک گل سرخ بی خار ، بر فراز خارها
یک بلبل
که مدام می خواند
داغ و زیبا
تا زمانی که هست
لبریز از عشق گل ؛
بی خیال ترازو
تا وزن کند
و ببیند آیا
به همان اندازه ، یا بیشتر ، یا کمتر ،
دوستش می دارد
این گل سرخ؟