سرزنش بت

سال زنبق

از من چه می خواهد بت ؟ - چشم بسته، ساکت - می خواهد پا بگذارم جای پای قدم های نخستین موجودات روی خاک بیابان های لم یزرع ؟ می خواهد سوسماری باشم سینه خیز و سوخته ابدالدهر بگردم به دور یک سنگ و ببلعم هر موجود جانداری را که سبز شده سر راهم ؟ چه می کرد این بت اگر من ، او بودم - گاهی کلمه، گاهی سنگ ، همیشه قهار – و او ، من می بود – زن همیشه – چشم بسته ؟ ساکت ؟ ...
شعر تصادفی