هنرستان ما
سال زنبق
به تو دل دادم
مثل لوحی که بر آن چیزی نیست
و دل می بندد ، به تمامی ، به نقش قلم
- مثل لوح ساده –
به تمامی
پُر شد هستی ام از نقش تو .
مثل کوهی که پُر از
نقش قلم خورشیدی ست .
مثل ساحل
که پُر از نقش قلم دریایی ست .
مثل دیوار غار
که چیزی نبود جز یک دیوار ،
پیش از اثر آن نخستین قلم جادویی
در سینۀ او ...