زیر آب ها ی عمیق
سرسبز
آبشاری آن جا بود
آبشارت .
شبنمی آن جا بود
شبنم ام .
مجذوب افتادم
روی سرسره ی آبی تو
غلت زدم
تا
آغوشت .
آغاز شد سفر ژرف آبی
زیر سطح آب ها
زیر همه ی آب های سطحی
تا بستر نرم دریای سرخ تو .
اکنون این جا
دسته های بسیار ماهیان کوچک
باله های چین دار رنگی را می جنباند
دور ما می رقصند .
اکنون این جا
مرجان ها شاخه های خود را
بستر زایش های بی پایان ذره های دریایی ساخته اند .
اکنون این جا
بمب های سنگین
در فضای پایان خود خوابیده اند
بی ترکش .
گنج های فراری شده از صحنه های خونین جنگ
این جا اکنون
در دامن شن های عمیق
خانه کرده اند
بی خیال بازگشت به صحنه ی جنگ سطح ها .
آواز می خواند
این جا سکوت
با صدای نفس های آرام ما
عشق من
در سفر ژرف بی پایان
در قلب سرخ ما ...