اجاق روشن
سرسبز
رگبار با عربده اش
در می گذرد
از شیشه ی من .
می شنوم ، بی شنیدن ،
صدای تند رگبار را .
گوشم پر است
از صدای نفس های زبانه
روی تن سرد هیزم
در اجاق داغ خانه ی تو ...