خوشمزه
شبانه
موج رنگین کمان
می ریزد روی من
از میان لب هایم
بدرون دهانم می آید
می رسد به زبانم
با قلقلک شیرین اش .
همه مزه های دیرین
و هزاران مزه تازه خوش
در تمام بدنم می پیچد :
پیشانی من
می چشد
توت های تابستان را
بازوی من
می چشد
سیب سرخ را
انگشتانم
می چشند عسل جنگل را
ران هایم
شیر موز را ؛
و تمام دنیا
در بدنم می گردد .
جسم من
همه دنیا شده است
و تمام جنگل ها ، دریاها ، کوه ها ، کندوها
بخشی از من
شده اند.
مرا در بر می گیرد ،
چشم هایم را می شوید
موج بی پایان رنگین کمان :
وقتی دهانت می لغزد
روی لب های من ...