خانه تکانی
شبانه
فرو می ریزند
نیست می شوند
تارهای بزاقی
بندهای پیچیده
همه آنچه که بودند
رشته های بویناک تنیده در هم
سنگر گرفته پشت تاریکی
در سردابه
در انبار
- مثل اوراد –
فرو می ریزند
- نیست و نیست –
در روشنی آبی که دارد می ریزد
از کاسه دستم
و دارد می روبد
چرک های دیرین را
از خانه ...