کتابها شبانه ۷۹ از ۱۸۰ پرده عشاق شبانه دست هم را گرفتیم و بیرون زدیم از متن حدیث با احکام هولناک محتومش. دور از نگاه راوی اکنون گوش سپردم به قصه شنگرف رگ های تو؛ و زمین گوش سپرده به حکایت های شیرین لب های ما: ما عشاق ... متن کوچکتر متن بزرگتر اشتراکگذاری شعر تصادفی → شعر قبلیواکنش فهرست شعر بعدی ←ناچیز