می خواستم

زن

می خواهم زیبا جلوه کنم می خواهم مردها و زن ها برگردند و دوباره نگاهم بکنند. می خواهم زن ها بسوزند از حسرت مردها مشتاق شوند از هیجان دیدارمن. ساعت ها روبه روی آینه می مانم حالت چشمانم را می سنجم با خنده ی نامحسوسی روی لب بی حرص و آز! با نگاه عمیقی به اعماق جهان پوزخندی به دارایی دنیای دون. یقه ای بر حسب تصادف! نیم باز. بی نیازم؟ آیا؟ از نوازش؟ از عشق؟ از دنیا؟...
شعر تصادفی