بگو!

زن

زمین را گرداندیم فصل گذشت باد وزید باد وزید، دود های قیر را باخود برد. دریاچه پیدا شد. دریاچه پیدا شد با رنگ سبز زمَرد و دسته دسته مرغان سفید مهاجر پرواز کنان بر سینه ی او. به خفاش بگو: غو غای این پرواز فقط پنهان بود پشت حصار دودها. به خفاش بگو: ما زمین را گرداندیم: گذشت فصل او...
شعر تصادفی