گذشته گذشته!

زن

از غار تا این جا، آمده ایم. راه برگشتی نیست. نقشه ی راه نبود هر قدم را با پای برهنه طی کردیم. پل های پشت سرمان یک به یک ویران شدند. رو کن! نقشه ی راه فردا را! من ندارم! تو داری؟؟...
شعر تصادفی