سیل و طوفان!
زن
ما، راستی، با هم هستیم؟
چه گونه زخم مان را بستیم؟
چه گونه از میدان دور شدیم؟
چه گونه حاضر نشدیم که شلیک کنیم به سینه ی هم؟
چه گونه، اصلا چرا دشمن بودیم؟
فقط یادم می آید
وقتی سیل آمد، ما با هم اسلحه را انداختیم
و گرفتیم
دست همدیگر را...