رشته ی کار.
زن
آسمان و ریسمان به هم می بافم
تاب می سازم
می آویزم تاب ساخته را
از دو درخت دیرسال
همچون دوبطن یک قلب.
نوزاد عشق ام را می نشانم بر تاب.
نور خورشید از میان برگ ها می تابد
سایه روشن های بازیگوش می اندازد
بر روی صورت نوزاد مان.
خنده ی صورتی ات می شکفد
بر روی آسمان و زمین و چشمان من.
دنیای من!
به جهانی نخواهم بخشید لبخند تو را.
رشته ی کار در دست من است
می بافم آسمان و ریسمان را به هم
آه! دوبطن یک قلب...