کتابها زن ۴۰ از ۲۷۰ آب! زن همرنگ دانه های قهوه ته گرفته دیگچه. بوی تند سوختم، جزغاله شدم، بر جدار دیگچه ماسیده. آمده ای آب می ریزی : نرم و آرام بلور سیالی عریان می خوابد بوسه زنان روی سوخته... متن کوچکتر متن بزرگتر اشتراکگذاری شعر تصادفی → شعر قبلیبه نام آویشن فهرست شعر بعدی ←قانون؟