ساعت یازده

زن

یک و یک در جوار یکدیگر تکرار یک هستی دردو نقطه در یک لحظه! یک و یک در کنار یکدیگر بی نهایت ممتد بی آغاز بی پایان برهنه تنها در کنار یکدیگر دو قطره ی اشک زلال دو ستاره روی مژه های سیاه دو چشم: بعد از هماغوشی تند دو عشق و رهایی در اوج: رهایی دو قلب از صفحه ی گرد ساعت و گریز یک موج...
شعر تصادفی