از قطره

زن

آب آب می چکد آب ازموی بافته اش بازویش می چکد آب از نک انگشتانش خط چین آبی نرم نقش می گیرد در راه طی شده اش می آید در هر قدم اکنونش. و تداوم می یابد روی چمنزار نرم در راه همه ی فرداهایش. زن از آن جا می آید: از دل هر قطره از ژرفای چشمه ی آب حیات از ظلمت...
شعر تصادفی