آن چه خروس می بیند!

زن

سر را گرفته بالا، صاف به سمت آسمان. چشم هایش باز و گرد اند. سینه سپر! بال ها را محکم به هم می ساید می تکاند هوای خوابش را اکنون می خواند: تا دور دست می راند آوازش را. سر بالا بالاتر سینه صاف و صاف تر: می خواند. او طلوعی دیگر را می بیند!...
شعر تصادفی